على اصغر ظهيرى

78

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

رسيد تمام ران و قسمت نشيمنگاهش زخم شده بود . ابوذر همواره به تبليغ و امر به معروف و نهى از منكر مىپرداخت تا سرانجام عثمان به تنگ آمد و ايشان را به « ربذه » تبعيد كرد . صبر حضرت ابوذر فوق العاده است ، وى با همسر و دو فرزندش به ربذه تبعيد شد ، گوسفندانى داشت كه از راه آنها امرار معاش مىكرد سرانجام گوسفندان دچار بيمارى شدند و دست ابوذر كوتاه شد . فرزندش ذر و همسرش از دنيا رفتند و او با دخترش روزگار مىگذراند ، تا اينكه حال ابوذر نيز نامساعد شد و بيمارى فشار آورد و از طرفى غذايى نداشت كه رفع گرسنگى كند . دخترش گريه كرد و گفت پدر جان من ! پس از مرگ تو چه كنم ؟ فرمود : غصّه نخور من كه از دنيا رفتم ، كاروانى از شام مىآيد و مرا دفن مىكند . دخترك مىگويد : ديدم پدرم منقلب شد و باكسى حرف مىزد ، متوجه شدم با ملك‌الموت اين گونه سخن مىگويد : رستگار مباد كسى كه از ديدن تو شاد نشود ، من شوق به لقاى حق و شوق به بهشت دارم . نشانه شوق ابوذر چيست ؟ نشانه شوق او صبر است كه در طول حياتش از خود نشان داد . متحيّرم كه چه خوانمت چه شود اگر نظرى كنى به من فتاده زپا على * كه اگر كنى ز نگاه تو به خدا رسم به خدا على چه بگويمت چه بخوانمت كه به حق تو فوق تصورى * كه ز درك قدر و مقام تو ، تو كمالى و همه لاعلى به خدا قسم تو خدا نئى ز خداى خود تو جدا نئى * متحيّرم كه چه خوانمت ز مقام و قدر و بها على